سلامن علیکم و رحمت الله!
خوبید؟!
دیدید چی شد، من باز اومدم! به قول خواهر جونم که میگه بیش فعالی گرفتی papar!!
دیگـــــــــــــــه!
آره ! ما اینیم دیگه ، یه بار 1 ماه طول میکشه و در عوض یه بارم 4 روز بیشترطول نمیکشه!
حالا از اینا بگذریم و اصل مطلبو بچسبیم! که اونم اردو رفتنه !!!
شوخی کردم بابا اصل مطلب اردو نیست کـــــه ! میم مثل مادره!
الحمدالله که همتون دیدین ! من که دیدم مثل ابر بهار گریه کردم!
از یه طرف خودم ناراحن بودم و از طرف دیگه این فیلم عزیز غمگین بود و منم هی زرت و زرت گریه می کردم!
آره مادر خلاصه که ما دوبار اینو دیدیم
، یک بار تو خونه و یک بار در مدرسه ی عزیزمان!
معلم دین و زندگی ما کلا آدم جو گیریه و اینا! گفت یه فیلم که البته موضوعش خانوادگی باشه مرتبط با آخرین درس کتاب می ذاریم می بینید و بعد نقد و بررسیش می کنید !
ما هم که جوگیرتر بودیم قبول کردیم!
این شد که گفتم بیام اینجا و یه کوچولو من بگم
و یه کوچولو شما دوستای گلم!
شـــــــــروع می کنـــــــــــــم!
البته من خیلی خلاصه می گم ولی شماها طولانیش کنید و بگید!
فیلم غمگینیه
، دردناک
، کلا با بیمارا همدردی کرده!
به نظر من مادر قصه ی ما نباید به خاطر مادر شدن خودش ، به خاطر اینکه حس مادر شدنو بچشه (حس آمیزی مربوط به درس ادبیات) اون بچه ی بی گناه رو فدا کنه! اینو در مورد کل مادرا
می گم!
به قول همون بابای قصه مون (( ما وقتی می دونیم بچه مون ناقص چرا باید بذاریم به دنیا
بیاد !!! (چــــــــــــــرا؟!
) پس فردا که ما نبودیم کی می خواد به این بچه برسه؟؟؟!
))
این تا اینجا در مورد مادر قصه و یه کوچولو درباره ی پدر! بعد درباره ی خاله ی قصه که خیلی گیج بود که اون کارو کرده بود و دوباره بیشتر اون مقصر بود تو به دنیا آوردن بچه ی بی گناه!
نکته ی آخرم درباره ی پدر قصه اس که وقتی بچش به دنیا اومده بود و یه چند سالی از عمرش می گذشت نامردی بود که بچه اشو تحویل نمی گرفت!
نمی دونم چرا احساس می کنم اصلا شکل نقد نشد!!!
به بزرگیه خودتون ببخشیدااا
شما نقدش کنید و ما استفاده کنیم بسی!
منتظــــــــرم بـــــــــــــد جـــــــــــــــــــــور!
راستی اخراجی ها هم باحال بود ...نه؟؟! صبح پنج شنبه اس برای غافلگیری اموات صلوات!
سی یو بعدا!