تبليغاتX
آوای مهــــر
خدا عشق است

 

سلام!

وای که این سلام دادنه منم که چقدر تکراری شده! خسته ام کرد!  

خوبید؟!

فقط واسه اینکه یه چیز نوشته باشم و یه آپی کرده باشم اومدم !  

بد جوری گرفتار این درسام! می خونم ولی خودم حال نمی کنم با این مدل خوندن، قبلنا بهتر

می خوندم . اعصابم خیلی خرد می شه وقتی می بینم مثل سابق نمی خونم!

این هفته تقریبا همه ی روزا تست داشتیم!  

وای از دست این دبیر حسابان  که چقدر مزخرفه!   خسته ام کرده،  خودشو جزو این معلمای با سابقه و با حال و خیلی خوب و اینا می دونه! من نمی دونم این بشر به چیش می نازه! معلمی که نتونه تنظیم کنه هم تمرین حل کنه و هم درس بده چقدر باید مغرور باشه به خودش آخه!   خفه ام کرد! اه

به طرق مختلف وقت مارو گرفته ( خانم های شیفت صبح با بعد از ظهری ها بیان و بالعکس) . کلاس جبرانی گرفتیم (پول دادیم که بیاد اضافه بر سازمان مثال واسمون حل کنه) اونم به درس دادن می گذرونیم!   واقعا خدا آخرو عاقبتمونو بخیر کنه! من نمی دونم ما امتحان نهایی می خوایم چی کار کنیم!  

همه ی درسا یک طرف، این حسابان هم یک طرف! یه معلم خوب هم توی شهر به این متوسطی  هم پیدا نمیشه ! فقط بلده ملت و ضایع کنه و از سوتی های ملت تعریف کنه و ...

بگذریم ! اگه بخوام راجع بهش بگم باید یک قرن بنویسم!  

یه اتفاق جالب اینکه روز سه شنبه زنگ تفریح یهویی بچه ها اومدن گفتن عبدالکریم آرژانتینی اومده بیاین بریم استقبال!!! بماند که ما چقدر مسخره بازی درآوردیم! زنگ بعدشم که زنگ حسابان بود گفتن بیاین نماز خونه آقای عبدالکریم می خوان صحبت کنن! ما هم که گفتیم نه بابا آقای ... عمرا اجازه بده ما بریم !!! بی خیال شده بودیم که آقای ... خودش اومد گفت بچه ها بیاین ، برام جالبه صحبت های اشون !!!    ما هم که ذوق مرگ شده بودیم سریع رفتیم (گفتیم تا پشیمون نشده بریم) .

خلاصه رفتیم و این آقای عبدالکریم هم که چقدر با نمک حرف می زد! این آقای محترم مسیحی بود (منظورم قبلنه هاااا) و 25 سال بود که مسلمون شده بود! حاج آقای مدرسه امون گفت که 2 سال اومده اینجا بعد برگشته آرژانتین و الان دوباره 2 ساله که اومده اینجا و دوباره می خواد برگرده!

ولی خوش به همین دبیر حسابان ما گفته بود 16 ساله که ایران و  می خواد برگردده!

یک مورد از این با نمک حرف زدناش لهجه اش بود و اون یکیش این بود که به جای اینکه بگه من 3 تا دختر دارم و 1 زن برگشت گفت من 4 تا زن دارم که دیگه نماز خونه منفجر شد! یکی دیگه هم بود که به دلایل سیاسی بودنش نمی گم!

دهم یه اردو افتادیم و 18 هم همه ی مدرسه با هم یه اردو دیگه!

خب دیگه خیلی حرفیدم! 

اااااا راستی اینم بگم و برم که 3 روز ویندوز نداشتیم! پریده بود و داداش تنبلماااان ویندوز نمی نصبید (نصب نمی کرد) .

در آخر هم چند تا عکس از Hilary Duff & Chad Michael Murray  که من خیلی دوسشون دارم رو واستون می ذارم!

سی یو بعدا!

 

hilary joon

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط ..::پریساو سمیرا::..