تبليغاتX
آوای مهــــر
خدا عشق است

 

 

سلام دوستای گلم!

خوبید؟!

من بازم اومدم چرت و پرت بنویسم!

مثلا یه نمونه از چرت و پرتام اینه که خواهریم برای دخی منگولش جوجه خریده آورده اینجا، مامانه منم از جوجه می ترسه! حالا زود باید پاشن برن تا جوجه ی بنده خدا نمیرن! من بچه بودم خیلی جوجه دوست داشتم ولی چون مامانیم می ترسید برام نمی خرید!!! دیگــــــــــه! الانم آورده به من نشونشون میده! 5 تا جوجه رنگی!

یکی دیگه اش اینه که ما 8 تا دوستیم! که تا امروز 4تامون عینک داشتیم (منم جز اینامااااااا) ولی از امروز به بعد یکی دیگه هم اضافه شد و در همین راستا دعا می کنیم برای عینکی شدن بقیه( شوخی) عینک داشتن خیلی بده! خدا نکنه کسی عینکی باشه، عینک زدن مسئله ای نیستاا اون ندیدنش همش مشکل و مسئله اس! من خودم از وقتی که یادم میاد عینک دارم!!!

دیگه اینکه می خواستم یه پست واسه واکسنی که زده بودم(واکسن هپاتیت  B) بنویسم دیگه اینقدر وقت نشد ، وقت نشد که بی خیالش شدم!

بعدشم راجع به گوشی خریدن داداشمه که همه رو از جمله منو چل کرد این بشر! 3 تا از اول فروردین تا حالا عوض کرده! که البته همشون به نوعی مشکل داشتن! که دیگه، این آخریش فعلا که نداره! فارسی هم داره .منم که خیلی بدم میاد از گوشی هایی که فارسی دارن. (به نظر من خیلی جواته)

بازم نشد امروز آپش کنـــــــــــــــــــــــــــــــــم. می مونه واسه فردا صبح قبل از مدرسه!

 

پی نوشت: خیلی دلم گرفته، اینقدر که با گوش دادن آهنگ فرشید امین (آهنگ نسترنش) یاد خونه قبلی مون افتادمو زدم زیره گریه!

دلم می خواد همینجوری گریه کنم! البته الانم دارم گریه می کنم! آخه همین الان مدیارو بستم و شروع کردم به نوشتن! خیــــــــــــــــــلی خـــــــــــــــــــــــــیلی دلم گرفته!

 

 

پی نوشت: حس شکلک گذاشتن نیست! خودتون انتخاب کنید  و بذارید!

            و ...

 

سی یو بعدا!   

 

...............................................................................

 

 

خسته ام از زندگانی  خسته ام از روزگار

 

                          از عبور سال های سخت منهای بهار

 

نغمه و آواز می میرد میان حنجره

 

                         گل نمی آرد بنفشه در فصول مرگ بار

 

مثل تک برگی رها در بستر آب روان

 

                         می روم مقصد نمی دانم کدامین رودبار

 

هر چه باداباد گفتم دل به دریا می زنم

 

                         دل به دریا کی توانم زد میان شوره زار

 

................................................................................

 

 

 وقتی دلت می گیره . . .

وقتی دلت آواره می شه . . .

وقتی سرپناهی نداری . . .

وقتی می فهمی که دنیا با همه ی قشنگیهای 

زودگذرش فقط یه بازی بوده و تو بازیگرش . . .

وقتی چشمات پراشک هست و یه شونه ی

مهربون برا گریه کردن نداری . . .

وقتی چشماتو می بندی و مرگ آرزو می کنی . . .

به نظرت نفس کشیدن درسته  . . .؟

نه بگووووووووووووووووووووووو جون من!



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 7:33 قبل از ظهر توسط ..::پریساو سمیرا::..